الشيخ محمد الصادقي الطهراني
53
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
ولى در مورد يتيمان برحسب كريمهى : « فَانْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُواالَيْهِم أمْوالَهُمْ » « 1 » بلوغ اقتصادى را پس از سن زناشويى مقرر داشته ، كه در اينجا هم بلوغ اقتصادىِ دختر ديرتر است ، گرچه بلوغِ زناشوئيش زودتر مىباشد . مسألهى 2 : اجتهاد و تقليد - با پذيرش اين حقيقت كه همگى مكلفان بايدها و نبايدهايى در زندگى تكليفى خود دارند ، بر آنهاست كه احكام الهى را از « كتاب و سنت » فراگيرند ، و در احكام اختلافى خودكفا بوده ، بهاصطلاح « اجتهاد » يا استنباط شايستهاى كنند ، و گرنه از فقيهان و شرعمدارانِ شايسته پيروى كنند ، و بر پايهى « فَبَشِّرْ عِبادِالّذينَ يَسْتَمِعُونَالْقَوْلَ فَيَتِّبِعُونَ احْسَنَهُ » « 2 » بهترين « قول » و نظر را پيروى كنند ، كه اين صاحبنظر ، شخصى داناتر : « اعلم » و متعهدتر : « اتقى » باشد . و اينجا « أولئكَالَّذينَ هَداهُمُاللَّهُ وَأولئك هُمْ أولُواالْألْبابِ » . « 3 » « اينانند كه خدا هدايتشان كرده و هم اينان داراى مغز و انديشهى درستاند » كه اگر كسى از « احْسَنَه » يعنى از قول شخص داناتر و پرهيزكارتر ، پيروى نكند گمراه و بىانديشه است ، زيرا برتر را بر پايينتر مقدّم داشته ، تا چه رسد كه از بد پيروى كند . و اين پيروى و بهاصطلاح تقليدِ از أحسن و شايسته ، ويژهى زندگان ، مردان نيست ، كه اگر اكنون حضرت زهرا تشريف داشتند تقليد از ايشان بر همگان و حتى بر مجتهدان واجب بود . و چون تعهدِ بيشتر از علمِ بيشتر ، فتواى شخص متعهد را در بيان حكم خدا نزديكتر مىكند ، روى اين اصل اگر دو نفر عالم ربانىِ با تقوى بر
--> ( 1 ) - سورهى نساء ، آيهى 6 . ( 2 ) - سورهى الزّمر ، آيهى 18 . ( 3 ) - سورهى الزّمر ، آيهى 18 .